جوک های با حال
پليس به تركه: اينجا ماهيگيري قدغنه!!! تركه: ولي اينجا تابلو نزدين!!!
پلیس : نزديم كه نزديم، زود باش از بالاي اون آكواريوم بيا پايين
يک روز تركه خواب ميبينه بزرگترين نون بربري دنيا را خورده صبح که بلند ميشه
ميبينه لحافش نيست
قاضي: چرا دست كردي تو جيب اين آقا
تركه: جناب قاضي خيال كردم جيب خودمه
قاضي: پس چرا پول هاش رو برداشتي
تركه: يعني اختيار جيب خودم رو هم ندارم
زنه ميشينه تو ماشين (تاكسي ) زنه ميگه آقا ديديد چقدر رون و سينه گرون شده؟
تركه ميگه : آره خانم لاپا هم گرون شده!
زنه ميگه بي تربيت اين چه حرفيه ؟ تركه
ميگه نه خانم منظورم لاپا ، نخود ؛ لوبيا
ترکه به خدا میگه خدایا ۱۰۰۰۰۰۰۰ سال برات چقدره ؟ خدا میگه ؟ ۱دقیقه.
تركه باز میگه :خدا۱۰۰۰۰۰۰ یورو برات چقدره؟ خدا میگه ۱ پنی .
تركه میگه پس یه پنی به من بده , خدا میگه ۱ دقیقه واسا
جوک Joke :
-يه تهرانیه ميره كلانتري و ميگه: قربان، زنم گم شده! افسره ميگه: مشخصاتش رو بگو. طرف ميگه: يعني چي؟ افسره ميگه: مثلا زن من 60 كيلو، قد بلند، موهاش طلايي. طرف ميگه: زن من رو ولش كن، بريم زن تو رو پيدا كنيم!(قدیمی)
-يه روز دانشمندا داشتن با هم قايم موشک بازي مي کردن. انيشتن چشم مي ذاره و نيوتن ميره پشت سر انيشتن يه مربع به ضلع يک متر مي کشه و توي اون مربع مي ايسته! وقتي شمارش انيشتن تموم ميشه بر مي گرده و نيوتن رو مي بينه! ميگه: نيوتن! سوک سوک! نيوتن ميگه: من نيوتن نيستم! الان ثابت مي کنم! مساحت اين مربع 1 متر در 1 متر ميشه 1 متر مربع و من هم که روي اين مربع ايستادم! بنابراين نيوتن بر متر مربع ميشه پاسکال!(بهداشتی)
-تركه از طبقه صدم يه ساختمون ميپره پايين، به طبقه پنجاهم كه ميرسه ميگه: خب الحمدالله تا اينجاش كه بخير گذشت!(کلیشه ای)
مسیج SMS :
-همين الان CNN اعلام كرد كه: پايگاه اتمي بوشهر و اصفهان امشب ساعت 24 به طور كامل هوا ميره، نميدوني تا كجا ميره، من اين توپ رو نداشتم...!؟
امروز روز همدردي با بيماران گوارشي است: گوزو، روزت مبارت!
-خصوصيت آقايون 1. خوشگل تر از خودشون نميتونن ببينن. 2. هر روزي كه باهاشون اشنا شي 3 روز بعد به طور اتفاقي تولدشونه. 3. دوست ندارن دم ويتريناي مغازه ها وايسن كه دوست دخترشون از چيزي خوشش بياد مجبور شن پولاشونو خرج كنن. 4. روز تولد دوست دختراشون يا مسافرتن يا ماموريت. 5. هر وقت دير ميكنن به جون مامانشون تو ترافيك بودن. 6. اگه راجع به سربازي يا دانشگاه ازشون بپرسي تب 40 درجه ميكنن!
-عجب چرخ عجيبي : زن از سوسک ميترسه _ سوسک از موش ميترسه _ موش از گربه ميترسه _ گربه از سگ ميترسه _سگ از مرد ميترسه _ مرد از زن ميترسه!
-روزی زه لپه يار ربودم بوسی/ گفت هم بی ادبی هم لوسی/ گفتم گناهم چيست کردم بوسی؟/ گفت لب رو ول کردی لپو ميبوسی؟
-اگر ديدی جوانی بر درختی تکيه کرده بزن تو سرش چون جوان بايد رو پاي خودش وايسه !
اطلاعات عمومی:
تغييرات پسرها در رابطه با سنشون:
سن 14 سالگي : تازه توي اين سن، هر رو از بر تشخيص ميدن . اول بدبختي
سن 15 سالگي : ياد مي گيرن که توي خيابون به مردم نگاه کنن ... از قيافه خودشون بدشون مي ياد
سن 16 سالگي : توي اين سن اصولا راه نميرن، تکنو مي زنن ... حرف هم نمي زنن ، داد مي زنن ... با راکت تنيس هم گيتار مي زنن
سن 17 سالگي : يه کمي مثلا آدم ميشن ... فقط شعرهاشون و بلند بلند مي خونن ... يادش به خير اون روزها که تکنو نبود راک ن رول مي خوندن
سن 18 سالگي : هر کي رو مي بينن تا پس فردا عاشقش ميشن ... آخ آخ ...آهنگ هاي داريوش مثل چسب دو قلو بهشون مي چسب
سن 19 سالگي : دوست دارن ده تا رو در آن واحد داشته باشن ... تيز ميشن ... ابي گوش ميدن
سن 20 سالگي : از همه شون رو دست مي خورن ...ستار گوش ميدن که نفهمن چي شده
سن 21 سالگي : زندگي رو چيزي غير از اين بچه بازيها مي بينن ... مثلا عاقل مي شن
سن 22 سالگي : نه مي فهمن که زندگي همش عشقه ... دنبال يه آدم حسابي مي گردن
سن 23 سالگي : يکي رو پيدا ميکنن اما مرموز ميشن ... ديدشون عوض مي شه
سن 24 سالگي : نه... اون با يه نفر ديگه هم دوسته ...اصلا لياقت عشق منو نداشت
سن 25 سالگي : عشق سيخي چند؟ ... طرف بايد باباش پولدار باشه... حالا خوشگل هم باشه بد نيست
سن 26 سالگي : اين يکي ديگه همونيه که همهء عمر مي خواستم ... افتخار ميدين غلامتون باشم ؟
سن 27 سالگي : آخيش
سن 28 سالگي : کاش قلم پام مي شکست و خواستگاري تو نميومدم
تحمل هم يه حدي داره :
اگه يه بار همه 20واحد رو توي يه ترم افتادين !......... بي خيالش
اگه شما رو با نمره 11.99مشروط كردن !.........خوب شده ديگه
اگه استاد مي خواد به جاي آقا بهتون بگه خانوم !.........بگه
اگه يه دفعه هارد 60گيگابايت شما هاپولي هاپو شده!.........پيش مياد ديگه
اگه تيم مورد علاقه تون که تيم اول جدول مسابقاته قراره از تيم ته جدولی ببازه !.........ببازه
اگه سر مراسم خواستگاري،همونجا،عروس خانوم گفت نه!.........ايشاالله خوشبخت بشه
اگه صبح اول مهر بجاي ساعت 7،ساعت 6 رفتين سر كار !.........دقيقا رفتين سر كار
اگه كفشي رو كه امروز واكس زدين رو همه لگد مي كنن !.........تعجبي نداره
اگه درست شب امتحان بعد از مدتها به عروسي دعوت شدين !.........مباركه،عروسي رو كه نمي شه نرفت
اگه کار شما به جايي رسيده كه خودتون به خودتون ايميل مي زنين !.........اينجوري هم يه صفايي داره
اگه توي انتخاب واحد به شما 13واحد بيشتر نرسيده !.........حتما حكمتي توي اون بوده
اگه بعد از 3ساعت چت كردن يادتون اومد كه با اينترنت ساعت 500تومن ووصل شده بودين !.........مهم نيست
اگه شمعهاي كيك تولد شما رو بقيه فوت كردن !.........لبخند بزنين
اگه ماشينتون جلوي دانشگاه پنچر شد و شما پنچر گيري بلد نبودين !.........خودتون رو نبازين
اگه در حال فرستادن قلب و بوسه با مسنجر متوجه شدين يكي پشت سرتون وايساده !.........عيبي نداره بابا
اگه بغل دستي شما سر كلاس كه اتفاقا كنار شما رديف اول نشسته انگشتش رو تا مچ توي دماغش فرو كرد،شش دور بپيچوند، بعد با يه حالت دوراني بيرون آورد،خوب بهش نگاه كرد و بعد خيلي آروم زير ميز كلاس دستش رو پاك كرد !.........نه !اين يكي رو شرمنده . آدميزاد هم يه تحملي داره!!!
پسرها:
۱- با ماشین میرن به بانک، پارک میکنن، میرن دم دستگاه عابر بان۲- کارت رو داخل دستگاه میذارن.![]()
۳- کد رمز رو میزنن، مبلغ درخواستی رو وارد میکنن.
۴- پول و کارت رو میگیرن و میرنک.
دخترها:
۱- با ماشین میرن دم بانک.![]()
۲- در آینه آرایششون رو چک میکنن.![]()
۳- به خودشون عطر میزنن.![]()
۴- احتمالاً موهاشون رو هم چک میکنن.![]()
۵- در پارک کردن ماشین مشکل پیدا میکنن.![]()
۶- در پارک کردن ماشین خیلی مشکل پیدا میکنن.![]()
۷- بلاخره ماشین رو پارک میکنن
.
۸- توی کیفشون دنبال کارتشون میگردن.![]()
۹- کارت رو داخل دستگاه میذارن، کارت توسط ماشین پذیرفته نمیشه.![]()
۱۰- کارت تلفن رو میندازن توی کیفشون.![]()
۱۱- دنبال کارت عابربانکشون میگردن.![]()
۱۲- کارت رو وارد دستگاه میکنن
.
۱۳- توی کیفشون دنبال تیکه کاغذی که کد رمز رو روش یاداشت کردن میگردن.![]()
۱۴- کد رمز رو وارد میکنن.![]()
۱۵- ۲دقیقه قسمت راهنمای دستگاه رو میخونن![]()
۱۶- کنسل میکنن.![]()
۱۷- دوباره کد رمز رو میزنن.![]()
۱۸- کنسل میکنن.![]()
۱۹- دوست پسرشون رو صدا میزنن که کد صحیح رو براشون وارد کنه.![]()
![]()
۲۰- مبلغ درخواستی رو میزنن.![]()
۲۱- دستگاه ارور (خطا) میده.![]()
۲۲- مبلغ بیشتری رو درخواست میکنن.![]()
۲۳- دستگاه ارور (خطا) میده.![]()
۲۴- بیشترین مبلغ ممکن در خواست میکنن.![]()
۲۵- انگشتاشون رو برای شانس رو هم میذارن.![]()
۲۶- پول رو میگیرن.![]()
۲۷- برمیگردن به ماشین.![]()
۲۸- آرایششون رو توی آینه عقب چک میکنن.![]()
۲۹- توی کیفشون دنبال سویچ ماشین میگردن.![]()
۳۰- استارت میزنن.![]()
۳۱- پنجاه متر میرن جلو.![]()
۳۲- ماشین رو نگه میدارن.![]()
![]()
۳۳- دوباره برمیگردن جلوی بانک.![]()
۳۴- از ماشین پیاده میشن
.
۳۵- کارتشون رو از دستگاه عابر بانک بر میدارن. (حواس نمیذار برای آدم)![]()
![]()
۳۶- سوار ماشین میشن.![]()
۳۷- کارت رو پرت میکنن روی صندلی کنار راننده
.
۳۸- آرایششون رو توی آینه چک میکنن.![]()
۳۹- احتمالاً یه نگاهی هم به موهاشون میندازن.![]()
۴۰- مندازن توی خیابون اشتباه.![]()
۴۱- برمیگردن.![]()
۴۲- میندازن توی خیابون درست.![]()
۴۳- پنج کیلومتر میرن جلو.![]()
۴۴- ترمز دستی رو آزاد میکنن )میگم
شب عید فطر حاجی میره رو پشتبام که ماه رو ببینه شلوارش پاره بوده از پایین داد می زنند حاجی ما دیدیم میگه هر کی دیده بخوره ما که هنوز ندییدم
یه روز یه قزوینیه بچشو میبره مدرسه به مدیر میگه اقا این بچه رو تربیت کنین .میگن مگه چی شده .قزوینیه میگه : برداشته رو بخاری عکس کون کشیده .هم انگشت من سوخته .هم دست داییش هم لب بابا بزرگش
یه قزوینیه یه بچه گرفته بود تو دستش و میدویدیه نفر ازش سوال میکنه چی شده میگه فردا امتحان بچه بازی دارم هنوز لاشم باز نکردم
یه رشتیه می خواد سر مچ زنش رو بگیره با دوستش قلاب میگیره وقتی میره بالا با خنده میاد پایین دو سه بار همین کار رو می کنه تا اینکه دوستش عصبانی میشه میگه خب چیه چرا میخندی؟ میگه آخه تا حالا کون عباس آقا بقالی رو لخت ندیده بودم
می دونین رشتی ها به روز پدر میگن چی؟ یوم الشک
یه بار یه رشتیه کتاب می نویسه اول کتابش مینویسه تقدیم به پدرم که دوست بابام بود
جایزه ی بانک های قزوین:نفر سوم ۵کودک نفر دوم ۱۰کود نفر نفر اول کلید طلایی یک مهد کودک
به قزوینیه میگن یه خاطره خوب بگو یه خاطره بر..میگه:خاطره بد.شب بود بچه بودم..خاطره
خوب:شب بود بچه بود
ترکه کارت تلفن میخره فوری می ده براش پرس کنن!!
***
ترکه زمین میخوره، برای اینکه سه نشه تا خونه سینه خیز میره!
***
ترکه میفته توی جوی آب برای اینکه ضایع نشه صدای قوطی در میاره
***
ترکه خودشو دار میزنه، بعلت ضربه مغزی میمیره! میان میبینند با کِش خودشو دار زده!
***
کرده تو قرعهکشی بانک ماکسیما برنده میشه. روزی که میخواستن تحویلش بدن میگه اینو آبی کنین من فردا میام میبرمش. میگن بابا این نقرهایه، بهترین رنگه، آبیش کنیم؟ میگه آره. من فقط آبی تحویل میگیرم. خلاصه فرداش میاد و ماشین رو آبی شده تحویلش میدن. میگه به به. ببینید .... حالا شد مثل نیسان
|
عشقولانه های بامزه |
|
مگه من به تو اجازه دادم که بازم رفتی اون بالا |
|
|
|
دستت رو بذار رو یه طرف صورتت |
|
|
|
بعضیا می گن دنیا ارزشش رو نداره ! |
|
|
|
چشمهای تو مثل دریاست … |
|
|
|
تا حالا فکر کردی کی بیشتر از همه برات می میره ؟ |
|
|
|
خوبه دیگه ، تو راحت تو خونه نشستی ولی من تو تعمیرگاه هستم ، |
|
|
|
تا حالا فکر کردی کی بیشتر از همه برات می میره ؟ |
|
|
|
برام دعا کن می خوام قلبمو عمل کنم . می خوام دریچه قلبم رو ببندم تا تو نتونی ازش بیای بیرون ! |
|
|
|
عشق در يک لحظه پديد می آيد و دوست داشتن در امتداد زمان ! |
|
|
|
بودنت يک جور ، نبودنت يک جور ، |
|
|
|
خدا از بهترین ها فقط یه دونه خلق کرده ، |
|
|
|
چندين ساله كه دوستت دارم و دوستت داشتم. |
|
|
|
ماهی به دریا گفت : تو نمی تونی اشک های منو ببینی، چون من توی آبم ... |
|
|
|
می دونی بعضی شبا چرا زود صبح می شه ؟ |
|
|
|
در نیمه شبها با دقایق رایگان ایرانس... مخ عزیزانتان را كاملا بزنید!!
|
دختر و پسري كه با هم نامزد بودن توي پارک راه مي رفتند. پسر به دختر گفت عزيزم اگر اين درخت کاج مي توانست حرف بزند، درباره ما چه مي گفت؟
دختر: مي گفت من کاج نيستم، بلوطم!
دو سگ که براي اولين بار به شهر آمده بودند، چشمشان به پارکومتر افتاد. يکي به ديگري گفت: واقعا شرم آور است، اينجا براي توالت رفتن هم بايد پول بپردازيم!
فرق يک کاکتوس را با وان حمام مي داني؟ نه؟ پس يک بار روي آن بنشين!
روز قيامت فرشته مامور مرداي زن ذليل ميگه مرداي زن ذليل برن اون طرف وايستن بقيه اين طرف. همه مردا مي رن تو قسمت زن ذليل ها واي ميستن به جز يک نفر. فرشته هيجان زده مي شه کلي اون مرد رو تشويق مي کنه و بعد ازش مي پرسه: تو چرا نرفتي اون طرف؟ آقاهه مي گه: ما اين كلاه ها تو سرمون نميره. زنم گفته همين جا وايسا جُم نخور تا من برگردم.
فرق يخمك و آتروپات چيست؟ يخمك خوشمزهتر است!
دو نفر ميرن يك رستوران كلاس بالا، دو تا كوكا سفارش ميدند، بعد هم يكي يك ساندويچ از كيفشون درميارند، شروع مي كنند به خوردن. گارسونه مياد ميگه: ببخشيد،شما نمي تونيد اينجا ساندويچ خودتونو بخوريد. دو نفر يك نگاهي به هم مي كنند، ساندويچاشونو باهم عوض مي كنند!!
جورج در و پنجره ساز بوده مي ره خواستگاري ازش مي پرسن چه کاره اي مي گه من ويندوز نصب مي کنم.
وقتي يه سيب گاز مي زني و يه کرم درسته مي بيني ناراحت نشو. اون موقعي ناراحت شو که سيبو گاز بزني و يه کرم نصفه ببيني.
جورج عينک دودي مي زنه مي ره بيرون. پسرشو مي بينه محکم مي زنه زير گوشش مي گه اين موقع شب بيرون چي کار مي کردي؟ بچش مي گه بابا شب نيست عينکتو بردار. جورج عينکشو بر مي داره. دوباره ميزنه زير گوش پسره. پسره مي گه چرا مي زني؟ ميگه از ديشب تا حالا اينجا چي کار مي کردي؟
جورج پرتقال پوست مي کنده، هي خدا خدا مي کرده موز باشه.
جورج دست مي کنه تو دماغش. يکي مي بينتش مي گه تو اون يکي سوراخه. غضي مي گه: نه من مي خوام از پشت سر غافلگيرش کنم.
جورج از بچهاش مي پرسه چند سالته؟ مي گه 13. جورج ميگه من هم سن و سال تو که بودم 16-17 سالم بود.